مبلغ کل سبد خرید

0 تومان

سبد خرید شما خالی است یا موجودی محصول مورد نظر شما به اتمام رسیده است

مشاهده سبد خرید
0  

مدرسه هنرهای کاربردی باهاوس یکی از تاثیرگذارترین مراکز در آموزش هنرهای کاربردی قرن بیستم بود. معماری و طراحی داخلی، طراحی محصول به ویژه طراحی مبلمان، گرافیک و حتی هنرهای تجسمی و صنایع دستی قرن بیستم در سراسر گستره جهان مدیون طراحان و هنرمندانی است که ایده‌ها و تفکر خلاقانه‌شان در این مدرسه پرورش یافته است. در مدارس و دانشگاه‌های هنری ایران نیز صفحات مربوط به باهاوس همیشه به عنوان صفحاتی درخشان از تاریخ قرن بیستم ورق می‌خورد. این اتفاقات البته به قرن بیستم محدود نمی‌شود و نکته مهم تاثیرات پایداری است که ایده‌‌‌های باهاوس بر مدارس بی‌شمار هنری از لندن گرفته تا توکیو گذاشته و در هریک از دروس مقدماتی و پروژه‌‌‌هایی که به دقت برای تحریک قوه خلاقیت دانشجویان طراحی می‌شوند وجود ایده‌‌‌های باهاوس عامل اعتماد و اطمینان به کارآیی آن دروس و پروژه‌‌‌ها به شمار می‌رود؛ گرچه که این مدرسه در دوره‌های حیات خود در داخل و خارج از آلمان بارها در حرکت خود تغییر مسیر داده است. در این مطلب به طور خلاصه به تاریخچه باهاوس و نقشی که در دنیای مدرن و البته عصر حاضر دارد، می‌پردازیم و در مقاله بعدی دیدگاه‌های انتقادی و متفاوتی را مطرح خواهیم که به تصور رایج و امروزی از باهاوس وارد است.

عکس سمت چپ ساختمان باهاوس در وایمار و دو عکس سمت راست ساختمان باهاوس در دسائو و برلین
عکس سمت چپ ساختمان باهاوس در وایمار و دو عکس سمت راست ساختمان باهاوس در دسائو و برلین

موسسان و اساتید باهاوس در پی ارتباط میان طرح و فن و هنرمند و صنعتگر بودند. چالشی که ریشه در آثار نازیبای عصر صنعتی داشت. این مدرسه را والترگروپیوس در وایمار در 1919 تاسیس کرد، دوره دوم حیات آن از 1925 تا 1932 در دسائو و دوره سومش از 1932 تا 1933 در برلین ادامه پیدا کرد و هانس مایر و لودویگ میس‌ون‌درروهه در این دوره‌ها مدیریت آن را بر عهده داشتند.

والتر گروپیوس
والتر گروپیوس

اهداف اصلی باهاوس

 

باهاوس مدرسه‌ای بود که تمام آموزش‌ها در آن با شیوه‌هایی خلاقانه صورت می‌گرفت. از ورزش‌های دست جمعی روی پشت‌بام مدرسه، تا طراحی داخلی متفاوت آن. اگر چه باهاوس در طول عمر کوتاه خود چندین بار تغییر روش داد ولی اساسا سه هدف اصلی خود را هرگز رها نکرد. هر یک از این اهداف به‌وضوح در مانیفست مدرسه و متن برنامه آموزشی باهاوس در ویمار ذکر شده‌‌اند. این مانیفست توسط والتر گروپیوس بنیان گذار و مدیر مدرسه نگاشته شد و لیونل فاینینگر آن را بر لوحی ممهور به مهر چوبی کلیسای جامع نوشته است.

 

تصویر سمت راستلودویگ میس‌ون‌درروهه و تصویر سمت چپ هانس مایر
تصویر سمت راستلودویگ میس‌ون‌درروهه و تصویر سمت چپ هانس مایر

اولین هدف مدرسه رهایی بخشیدن تمامی رشته‌‌‌های هنر از انزوایی بود که آنها را محاصره کرده بود و همچنین تربیت صنعت‌گران، نقاشان و مجسمه سازان آینده که تمام توانایی‌ها و هنر خود را در پروژه‌‌‌های مشترک با دیگر هنرمندان به منصه ظهور برسانند. همانگونه گه در آغاز بیانیه خاطر نشان شده است: «هدف نهایی تمام فعالیت‌‌‌های خلاق سازندگی است»

دومین هدف، ارتقا سطح صنایع در حد هنرهای زیبا بود. «تفاوت اساسی میان هنرمند و صنعت‌گر وجود ندارد. هنرمند صنعت‌گری بلند مرتبه است بگذارید نسل جدیدی از صنعت‌گران صرف نظر از ویژگی طبقاتی داشته باشیم. چرا که تفاوت‌‌‌های طبقاتی، سدی پر نخوت میان هنرمندان و صنعت‌گران ایجاد می‌نماید.»

هدف سوم که به وضوح دو هدف قبلی بیان شده، ولی اهمیتی افزون‌تر برای باهاوس داشته‌ است، برقراری ارتباطی دایمی با مدیران صنایع کشور بود. این موضوع چیزی بیش از یک ماده عهدنامه بوده و بقای اقتصادی ارتباط داشت. باهاوس امیدوار بود تا با فروش محصولات و طرح‌‌‌های خود به مردم و مراکز صنعتی از کمک‌‌‌های مالی مردم بی‌نیاز شود. در همین حال، تماس با دنیای خارج، موجب اعتماد و توجه مردم به این مطلب می‌شد که باهاوس قلعه‌ای نیست که دانشجویانش را از مردم جدا کند، بلکه در آن دانشجویان برای زندگی کاملا آماده می‌شدند.
 

بعضی از اصولی که در مانیفست ذکر شده، به طور شگفت آوری مخالف حکومت بود از جمله این ادعا که هنر را نمی‌توان آموزش داد، اگرچه صنعت و مهارت‌‌‌های دستی یاددادنی است. برپایه همین اعتقاد، کارگاه‌‌‌ها، اساس مدرسه را تشکیل می‌دادند. طبق بیانیه « مدرسه در خدمت کارگاه هاست و روزی توسط آن‌‌‌ها جذب خواهد شد.» به همین دلیل «ماهر و کارورز» استفاده می‌شد. یادگیری دانشجویان از راه تمرین و ساختن چیزی به طور عملی انجام می‌شد که یا با همکاری دانشجویی دیگر و یا تحت نظارت افراد با تجربه‌تر کار می‌کردند.

 
مبلمان باهاوس
مبلمان باهاوس

تحولات تاریخی باهاوس
 

شاید در اولین روزهای تاسیس مدرسه باهاوس دو ویژگی به چشم می‌خورد: اراده استوار در جهت اصلاح آموزش هنر و خلق جامعه‌ای نوین و تمایل به ایثار و از خودگذشتگی در این راه باهاوس نیز همچون جمهوری جدید با اختلاف عقیده‌‌‌های داخلی، مطالبات بی‌دلیل خارجی و بحران اقتصادی فلج کننده‌ای دست‌به‌گریبان بود و به زودی مجبور به تعیین مجدد اهداف خود شد تا میان واقع گرایی و آرمان گرایی خود تعادلی ایجاد نماید.
 

در دومین مرحله حیات مدرسه باهاوس نظریات رمانتیک هنرمندانه کم کم جای خود را به عقاید منطقی و شبه علمی داد که تغییرات مهمی در برنامه آموزشی مدرسه و شیوه‌‌‌های تدریس به وجود آورد. در این سال‌‌‌ها وضعیت متزلزل اقتصادی آلمان به ثبات رسیده و صنعت ملی رو به پیشرفت گذاشته بود. افراطیون سیاسی چپ و راست نیز به قدرت رسیده بودند. تمامی این مسایل تاثیر مستقیمی بر باهاوس می‌گذاشت.

 
مبلمان باهاوس
مبلمان باهاوس

پس از انتقال به دسائو بلافاصله در سراسر دنیا شناخته شد و روزنامه‌نگاران نام آن را با شیوه و روشی خاص مترادف ساختند: «هرچیز کاربردی از مواد اولیه جدید ساخته شده فرم هندسی داشته و در آن از رنگ‌‌‌های اولیه استفاده شده باشد، شیوه باهاوس را داراست.» این نگرش گروپیوس را که دائم منکر وجود شیوه باهاوس در همه چیز می‌شد نگران می‌ساخت او تاکید می‌کرد که مدرسه نه به دنبال ارایه هویت بصری واحد بلکه در پی ایجاد خلاقیتی است که منجر به تنوع و دگرگونی شود. این جنگی مغلوب بود زیرا مدرسه در اذهان مردم با هر چیز مدرن و مد روز عمیقا ارتباط داشت. به اندازه‌ای که روزنامه‌نگاران و تجار نفع خود را در نام باهاوس می‌دیدند. شلمر در سال 1929 به این مطلب اشاره نموده است.
 

به خاطر همین مقالات در مورد باهاوس بود که شیوه‌‌‌های باهاوس هنوز به طور گسترده‌ای تقریبا با هرچیزی که مدرن، ساده و کاربردی باشد، شناخته می‌شود. هنوز تصور می‌شود که تمام تجارب آموزشی هنر تا حدودی ریشه در باهاوس داشته‌‌اند. به خصوص برای آلمان‌‌‌ها که مدرسه نمادی از نقش خطیر کشورشان در توسعه مدرنیسم پیش از انزوای فرهنگی توسط نازیسم بود.

 
شطرنج باهاوس
شطرنج باهاوس

سومین مرحله از تاریخ حیات مدرسه از سال1925 یعنی هنگامی که باهاوس مجبور به ترک ویمار شد. آغاز می‌گردد. دولت ملی جدید حمایت‌‌‌های مالی خود را قطع کرد. جمهوری آلمان خود تحت فشار حملات رو به گسترش تندروها و انقلابیون قرار داشت.


این تنش‌‌‌های سیاسی بر باهاوس که هم اکنون در دسائو مستقر شده بود تاثیر می‌گذاشت. در این هنگام اقتصاد ملی از شکوفایی مختصری بهره‌مند شده و باهاوس آموزش‌‌‌های خود را با توجه به نیازهای صنعتی تغییر می‌داد. سه تغییر اساسی در باهاوس به خصوص سومین آن هماهنگ بود با پیروزی ناسیونالیست‌‌‌ها در آلمان که منجر به تعطیلی همیشگی این مدرسه شد تا ایده‌‌‌ها و نظریات باهاوس به کشورهایی همچون ایالت متحده برده شود.
 

مدرسه در طی دوران تحول سیاسی شروع به رشد کرده بود. هنگامی که دولت جدید بر سر کار آمد موج تظاهرات جناح‌‌‌های راست و چپ در تمام کشور آن را در معرض سقوط قرار داده بود. گروه‌‌‌هایی برای برقراری آرامش به ویمار فرستاده شدند. گروپیوس مظنون به داشتن گرایش‌‌‌هایی چپ گرایانه بود و ارتش خانه او را مورد بازرسی قرار داد ولی هیچ مدرکی علیه او پیدا نکردند. در این روزها گروپیوس می‌دانست که روزهای حمایت مالی عمومی از مدرسه به پایان خود نزدیک می‌شد.
 

خصومت سوسیالیسم ملی با باهاوس موجب شد مدرسه به سرعت مشهور شود. تا سال 1933 مجامع علاقه‌مند به هنر در اروپا باهاوس را به خوبی می‌شناختند. تعطیلی اجباری مدرسه و در پی آن مهاجرت بسیاری از دانشجویان و کارکنان باهاوس شهرت جهانی آن را به دنبال داشت. بدون وجود نازی‌‌‌ها و اقدامات آن‌‌‌ها علیه این مدرسه به یقین تعداد کمی از مردم امروز این مدرسه را می‌شناختند و قطعا باهاوس اهمیت امروزی را نداشت.

 
تاثیرات اثر معروف پیت موندریان استاد باهاوس بر معماری، طراحی داخلی، طراحی محصول و مد معاصر
تاثیرات اثر معروف پیت موندریان استاد باهاوس بر معماری، طراحی داخلی، طراحی محصول و مد معاصر

تاثیرات باهاوس
 

موضع‌گیری‌ها و نگرش‌‌‌های مختلف نسبت به باهاوس -که در مقاله بعدی بیشتر به آن خواهیم پرداخت- هرچه که باشد جایگاه آن در تاریخ خلاقیت‌‌‌های تجسمی محرز است. ظاهر پیشرفته محیط زندگی امروز بدون وجود باهاوس قابل تصور نیست. باهاوس بر روی فعالیت‌‌‌های مختلف از جمله عکاسی معماری و طراحی روزنامه اثرات فراموش ناشدنی گذارد. به هر حال شیوه باهاوس از دو روش متفاوت در طراحی ایده‌‌ می‌گرفت. یکی شیوه ورک باند و شیوه رمانتیک قرون وسطایی ویلیام موریس که توسط اکسپرسیونیسم تقویت شده بود. این مهارت ساختار داخلی و دقیق باهاوس را نشان‌‌ می‌داد این دو روش کاملا در تقابل یکدیگر بوده و شگفت اینکه با این تناقض‌‌‌های مدرسه زبان خاصی را در طراحی و معماری ایجاد کرد و توانست از روش‌‌‌های صد‌‌‌ها سال گذشته رهایی یابد. این رهایی مهم‌‌ترین و اصلی‌‌ترین دستاورد باهاوس بود.
 

باهاوس در طول حیات کوتاه خود خواه و یا ناخواه انقلابی در آموزش هنر بوجود آورد که تاثیرات آن هنوز احساس‌‌ می‌شود. هر دانشجویی که مبانی آموزش هنر را طی‌‌ می‌کند‌‌ می‌بایست سپاسگزار باهاوس باشد. هر فردی که هم اینک در کشورهای مختلف جهان مشغول تحصیل در آکادمی‌‌‌های هنر است ممکن نیست از تجربیات باهاوس بهره نبرده باشد. به گفته ولف اکارت «باهاوس الگوهایی نوین خلق کرد و طرح‌‌‌های استاندارد صنعتی امروزه را فراهم آورد. به اختراع معماری مدرن کمک کرد و ظاهر هر چیزی از صندلی‌ای که بر روی آن نشسته‌اید تا صفحه کاغذی که در مقابل چشمانتان قرار دارد را تغییر داد.»

 
کلیه حقوق این مطلب متعلق بهخوگر است
avatar

امتیاز شما

 سوالی دارید!؟ 021-61925

khooger
telegram