لطفا پیش از تکمیل سفارش، قیمت نهایی را از کارشناسان خوگر استعلام بگیرید. شماره تماس: 61098
x

مبلغ کل سبد خرید

0 تومان

سبد خرید شما خالی است یا موجودی محصول مورد نظر شما به اتمام رسیده است

مشاهده سبد خرید
0  
اگر از ما بپرسند همه دارایی شازده کوچولو چه بود حتما می‌گوییم یک شاخه گل رز. اما کافی است یک بار دیگر به تصویر جلد رمان شاهکار قرن بیستم نگاه کنیم. حتما این بار صندلی چوبی شازده کوچولو که بزرگی‌اش به کوچکی سیارک ب 612طعنه میزند به چشممان می‌آید. ساده‌انگاری است اگر بپنداریم آنتوان دو سنت اگزوپری بی‌دلیل و بهانه این صندلی را در رمانش گنجانده که اگر چنین بود و دلالت مرتبه دومی نداشت حتما یک تخته سنگ در آن سیارک شگفت‌انگیز پیدا می‌شد که شازده رویش بنشیند.
تصویرسازی اصلی شازده کوچولو
تصویرسازی اصلی شازده کوچولو
واقعیت این است رمان شازده کوچولو چنان سرشار از استعاره و نماد است که همچنان بر آن تحلیل‌های پدیدارشناسانه و نشانه‌شناسانه نگاشه می‌شود و واژه به واژه‌اش چون متنی معماگون و رمزآلود تفسیر می‌شود.

در این بین غالبا نگاه‌ها معطوف به معانی ضمنی گُل بوده است، معطوف به آب، روباه و مار. اما صندلی شازده کوچولو همه آن چیزی است که او را برای ما و برای کودکان، زمینی و این جهانی می‌کند و می‌گذارد به او مثل یک پسربچه نزدیک شویم نه یک موجود فضایی که از آن سوی ستاره‌ها آمده‌است. همچنین صندلی تنها شیء مصنوعی است که شازده در سیاره‌ش دارد و جای همه اثاثیه خانه و حتی خودِ خانه را برای او پر می‌کند.

شازده قصه زیباترین لحظات زندگیش را در روی این صندلی می‌گذارند، وقتی روزی 44 بار به تماشای غروب خورشید می‌نشیند و چون یک مراسم آیینی هر 44 بار صندلی‌ش را جابه‌جا کند و باز مشتاقانه به انتظار بهترین لحظه‌ روزش می‌نشیند و این به «انتظار نشستن»، اشتیاقی بیش از منتظر بودن را در خود نهفته است.
میز و صندلی‌ها در رمان شازده کوچولو
میز و صندلی‌ها در رمان شازده کوچولو

در پنج سیاره از شش سیاره‌ای که شازده در بخش اول کتاب به آن‌ها سفر می‌کند و در تصویرسازی‌های که از اگزوپری برجای مانده‌است نیز میز و صندلی همه ابزاری است که اگزوپری از آن برای صحنه‌آرایی و شکل دادن تصویر ذهنی دقیقتر ما از شخصیت‌ها کمک می‌گیرد.

پادشاه از همه آنچه برای پادشاهی لازم است، فقط تاج و تختش را دارد و گویی مطابق با منطق عجیبش همین سریر برای سروری کردن کافی است. می‌خواره، تاجر، دانشمند و ... هرکدام پشت میز و روی یک صندلی نشسته‌اند که ناگفته جایگاه آن‌ها -و یا حداقل جایگاه‌ اجتماعی که خود می‌پندارند- را بر ما آشکار می‌‌کند و با ما حرف می‌زند که این شخص به چه کار مشغول است. حتی خلبان و صندلی پرنده‌اش.

صندلیِ ساده و بی‌پیرایه شازده اما در تقابل با همه این‌هاست و جایی است برای انتظارهای مشتاقانه در روزهای اندوهگینی. همه ما وقتی از دریچه چشمان خلبان جسم بی‌جان شازده را روی صحرا دیدیم حتما باردیگر ب 612 را تجسم کرده‌ایم و صندلی خالی که این بار، خود به انتظار نشسته است. صندلی خالی نیز در ادبیات دلالت‌های ناپیدا و متفاوتی دارد.

شاید اگر جور دیگر بنگریم خواهیم دید که صندلی‌ها خیلی بیشتر از اشیا دیگر با مخاطبانشان حرف می‌زنند و وقتی که یک صندلی را برای خود انتخاب می‌کنیم، پیش پیش می‌گوییم خود را آماده انتظارهای عاشقانه کرده‌ایم یا سروری. حرفی که اگزوپری به هنرمندانه‌ترین شکل ممکن آن را با کودکان در میان می‌گذارد.

کلیه حقوق این مطلب متعلق بهخوگر است
avatar

امتیاز شما

 سوالی دارید!؟ 021-61098

khooger
telegram