با توجه به بروز شدن قیمت کالاها در سال جدید، لطفا پیش از تکمیل سفارش، قیمت نهایی را از کارشناسان خوگر استعلام بگیرید. شماره تماس: 61098
x

مبلغ کل سبد خرید

0 تومان

سبد خرید شما خالی است یا موجودی محصول مورد نظر شما به اتمام رسیده است

مشاهده سبد خرید
0  
امروز 25 اردیبهشت ماه روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی است. شاعری که زبان فارسی را مدیون شاهکار سترگ او هستیم. به این مناسبت نگاهی متفاوت داشته ایم به اشعار شاهنامه و این گنجینه ادبی را از منظر تصویرسازی های آن به ویژه تصویرسازی هایی که آثار معماری را در خود جای داده اند، بررسی کرده ایم.
تصویرسازی در شاهنامه
تصویرسازی در شاهنامه

تصویرسازی در شاهنامه: به شهرم یکی مهربان دوست بود
 

در ابتدا لازم است بدانیم فردوسی بر خلاف بسیاری از شاعران پارسی زبان برای تصویرسازی بر آرایه های ادبی و صور خیال چون تشبیه و استعاره تاکید نمی کند. هرچند که تشبیهات فراوانی در شعر او به چشم می خورد اما فردوسی به سبک رئالیست ها و یا هنرمندان واقعگرا وقتی که به تصویرسازی روی می آورد، بیش از هر چیز از توصیف بهره می برد. او تک تک عناصر محیطی را به گونه ای وصف می کند که مجسم کردنش برای مخاطب سهل می شود. شیوه ای که البته سبک و سیاق شاعران خراسانی است؛ توصیف مستقیم و صریح. نکته قابل توجه دیگر اینکه، آنجا که فردوسی دست به تشبیه می زند نیز به امور قراردادی و واژگانی که اهل تصوف برای رسیدن به معنای خاص به کار می بندند، پای بند نیست. در عوض همه عناصر تصویرسازی در شعر او به نوعی از دنیای واقعی و در بسیاری از موارد از طبیعت گرفته شده اند.

عناصر اصلی تصویرسازی در شاهنامه: نمـــاينده شـب به روز سپيــد
عناصر اصلی تصویرسازی در شاهنامه: نمـــاينده شـب به روز سپيــد

عناصر اصلی تصویرسازی در شاهنامه: نمـــاينده شـب به روز سپيــد
 

اگر از کلیات شیوه فردوسی برای تصویر سازی بگذریم به عناصر بصری خاص می رسیم که معنا و مفهومی را قرار است، منتقل کنند. زمین، بیابان، خورشید، کوه، دریا، ابر، سیل، باد، سیاره هایی نظیر کیوان، رعد و برق، آهن، شیر، عقاب، فیل و لک لک از جمله این عناصر طبیعی هستند که فردوسی در تصویرسازی ها به کار می برد. همین است که شاهنامه یکی از محبوب ترین آثار ادبی برای نقاشان و تصویرگران و نگارگران در طول تاریخ بوده است. چرا که علاوه بر ماهیت حماسی و گاهی دارماتیک یا تراژیک اشعار، روایت و تصویرسازی شاعر نیز مستعد به نقش و طرح درآمدن است و فردوسی حتی در شخصیت پردازی ها، به توصیف حالات چهره و بدن می پردازد و عنصر حرکت و فضاسازی صحنه ها را هم به دقت شرح می دهد.

یکی دیگر از این عناصر رنگ است. فردوسی در شاهنامه از 19 رنگ منحصر به فرد نام می برد. از سیاه و سپید و سرخ و زرد و بنفش تا ابلق و زرین و پیروزه. جالب این است که فردوسی بیش از 4000 بار از این رنگ ها برای تصویرسازی و در توصیف ماوقع استفاده کرده است. البته که بسامد دو رنگ بی فام سیاه و سفید در شعر فردوسی به نسبت رنگ های دیگر بسیار زیاد است و این رنگ ها در کانون توجه فردوسی بوده اند و بسیاری از مفاهیم خوبی و بدی و خیر و شر را همانطور که در فرهنگ اساطیری ما قابل پیگیری است، با این دو رنگ به نمایش گذاشته است.

معماری در تصویرسازی شاهنامه: کنون از مداین سخن نو کنم
معماری در تصویرسازی شاهنامه: کنون از مداین سخن نو کنم

معماری در تصویرسازی شاهنامه: کنون از مداین سخن نو کنم
 

در شاهنامه از نزدیک به 70 شهر و منطقه جغرافیایی و چند کشور نام برده شده است. از کابلستان و زابلستان تا آذربادگان و حتی «کنگ دژ هوخت» که بیت المقدس امروزی است. همچنین فردوسی به عنوان بستر روایتگری اش به توصیف دیگر اماکن چون نخجیرگاه، رزمگاه، بازارگاه و ... پرداخته است. معماری و آثار و بناها و آرایه های معماری نیز چه به طور خاص و چه به طور عام به کرات در شاهنامه دیده می شوند. باغ، شهر، کاخ، ایوان، آتشکده، دخمه، گرمابه و میدان و رواق مکان هایی هستند که شخصیت های شاهنامه ماجراهای خود را در آن ها می گذرانند.


در خانه ها را سیه کرد پاک           ز کاخ و رواقش برآورد خاک

 

در ایوان یکی تخت زرین نهاد       بآئین و آرایش چین نهاد
 
جهان آفرین را ستایش گرفت        به آتشکده بر نیایش گرفت
 
گرچه شاهنامه اثری اسطوره ایست و نه تاریخی اما بخش هایی که فردوسی به توصیف ساخت و سازها می پردازد، اطلاعات جالبی را در باره معماری باستانی ایران، آرایه های معماری مثل طاق و رواق و ایوان تزئینات و مواد و مصالح به کار رفته در آن، مهندسان و عدد کارگران برای ساخت بناها را به مخاطب امروزی می دهد. برای مثال او در توصیف کاخ کسری «همه شوشه طاق ها سیم و زر»، «یکی گنبد از آبنوس وز عاج» دو « ایوان گوهرنگار» را به کار می برد. فردوسی همچنین به طور ویژه ساخت «ایوان مداین» را شرح می دهد:
 
از ایوان خسرو کنون داستان            بگویم که پیش آمد از راستان
کنون از مداین سخن نو کنم             سخن ها ز ایوان خسرو کنم
که خسرو فرستاد کس ها بروم         به هند و به چین و به آباد بوم
برفتند کاری گران سه هزار ز             هر کشوری آنک بد نامدار
ازیشان هر آنکس که استاد بود       ز خشت و ز گچ بر دلش یاد بود
چو صد مرد بیرون شد از رومیان     ز ایران و اهواز وز هر میان
مهندس بپذیرفت ایوان شاه           بدو گفت من دارم این دستگاه
فرو برد بنیاد ده شاه رش               همان شاه رش پنج کرده برش
ز سنگ و ز گچ بود بنیاد کار           چنین باید آن کو دهد داد کار
چودیوار ایوانش آمد به جای         بیامد به پیش جهان کدخدای
خانه و منزل در شاهنامه: یکی خانه گوهر آمد پدید
خانه و منزل در شاهنامه: یکی خانه گوهر آمد پدید

خانه و منزل در شاهنامه: یکی خانه گوهر آمد پدید
 

در شعر فردوسی 150 بار واژه خانه و 60 بار واژه منزل به کار رفته است که البته خانه در بسیاری از موارد معنی استعاری دارد و یا مجاز جزء از کل و مجاز از جا و مکان است و یا در ترکیب با واژه دیگر مثل خورشخانه همان آشپزخانه امروزی دیده می شود. منزل نیز در دو معنی اقامتگاه و محل فرود آمدن به کار رفته است. اما با این حال مواردی نیز وجود دارد که خانه به معنی خانه و محل سکونت اعضای خانواده است و گاهی همان کاخ و قصر است. در پایان یکی از این توصیفات بی مثل و مانند را که به بخش 11 و پادشاهی بهرام گور اختصاص دارد می خوانیم. توصیفی که به شرح ساخت و ساز خانه و یا همان کاخ پادشاه اشاره دارد.

 

 

 

ز دریا چو خورشید برزد درش                چو مصقول کرد این سرای بنفش

 

ز هر سو برفتند کاریگران                      شدند انجمن چون سپاهی گران

زمین را به کندن گرفتند پاک                شد آن جای هامون سراسر مغاک

ز کندن چو گشتند مردم ستوه              پدید آمد از خاک چیزی چو کوه

یکی خانه‌ای کرده از پخته خشت          به ساروج کرده بسان بهشت

کننده تبر زد همی از برش                    پدید آمد از دور جای درش

چو موبد بدید اندر آمد به در                ابا او یکی ایرمانی دگر

یکی خانه دیدند پهن و دراز                 برآورده بالای او چند باز

ز زر کرده بر پای دو گاومیش                یکی آخری کرده زرینش

پیش زبرجد به آخر درون ریخته            به یاقوت سرخ اندر آمیخته

چو دو گاو گردون میانش تهی              شکمشان پر از نار و سیب و بهی

میان بهی در خوشاب بود                    که هر دانه‌ای قطرهٔ آب بود

همان گاو را چشم یاقوت بود               ز پیری سر گاو فرتوت بود

همه گرد بر گرد او شیر و گور                یکی دیده یاقوت و دیگر بلور

تذروان زرین و طاوس زر همه              سینه و چشمهاشان گهر

چو دستور دید آن بر شاه شد               به رای بلند افسر ماه شد

به نرمی به شاه جهان گفت خیز           که آمد همی گنجها را جهیز

یکی خانه گوهر آمد پدید                   که چرخ فلک داشت آن را کلید

منابع:
  • سبزیان پور، وحید، نقد و بررسی تصویرسازی حماسی در شاهنامه و دیوار مبتنی
  • محمودآبادی، مجتبی، تجلی تصویر درآیینه شاهنامه
  • حسن لی، کاووس، کارکرد رنگ در شاهنامه فردوسی
  • رئیسی زاده، امیرافشین، بررسی ریشه های فکری فردوسی در شاهنامه و تجلی آن در معماری
کلیه حقوق این مطلب متعلق بهخوگر است
avatar

امتیاز شما

 سوالی دارید!؟ 021-61098

khooger
telegram